اخبار مهم
Home / فرهنگی / کن، برلین و ونیز در برابر فجر / ارزش‌های جشنواره‌های فیلم از کجا می‌آیند؟
383291_798.jpg

کن، برلین و ونیز در برابر فجر / ارزش‌های جشنواره‌های فیلم از کجا می‌آیند؟

سرویس فرهنگی vs666؛ جواد محرمی: سال گذشته پس از تفکیک بخش بین الملل و برگزاری جداگانه در اردیبهشت، سازمان سینمایی عنوان «فجر» را از بخش جهانی بزرگترین رویداد هنری ایران حذف کرد. در نهایت در مواجهه با واکنش همراه با بهت و حیرت دلسوزان مجبور به عقب نشینی و اصلاح رفتار خود شد. همان موقع می شد از اتخاذ چنین تصمیم جسورانه ای فهمید که نگاه سازمان سینمایی و برگزار کنندگان جشنواره در قبال واژه «فجر» چه مقدار تعهدآمیز است.

در حالیکه جشنواره های بزرگ و پرسابقه فیلم جهان مانند کن، برلین و ونیز که اتفاقا مورد اقبال طیف جشنواره ای ساز سینمای ایران بوده اند، همواره با صراحت از راهبردهایی که مبتنی بر ارزشهای فرهنگی آنهاست یاد می کنند، همچنان جشنواره فیلم فجر در ایران بیش از هر جشنواره دیگری نسبت به تبیین ارزشهای خود خنثی و غیرمسئولانه عمل می کند.

گردانندگان جشنواره هایی نظیر کن همواره از ارزشهای حاکم بر جهان غرب یعنی لیبرالیسم و مدرنیسم سخن می گویند و ترویج و با افتخار حمایت از هنرمندانی که به این ارزشها اعتقاد دارند را وظیفه خود قلمداد می کنند. اتصال این جشنواره ها به دولت های متبوعشان هم آنقدر علنی هست که نتوان آن را کتمان کرد. با این مواضع عملا ایدئولوژی مقدم بر هنر ترویج می شود آنها و این را به طور واضح در انتخاب آثار شرکت کننده و برگزیدگان جشنواره نشان داده اند.

با نگاهی به آثار ایرانی که از ابتدا تا حال در دو جشنواره معتبر ونیز و کن حاضر شده اند می توان دریافت که ابتنای بر ارزشهای غربی اهمیت ویژه ای داشته و رویکرد این جشنواره ها در این راستا به شدت ایجابی بوده است نه خنثی و منفعلانه به این معنی که آثار شرکت کننده حتما باید حاوی وجوهی بارز از مفاهیم همسو با ارزشهای غربی باشد.

اما در جشنواره فیلم فجر داستان از چه قرار است؟ باید گفت در بهترین حالت برگزار کنندگان با اتخاذ رویکردی خنثی فقط از ورود آثاری که مغایر با چارچوب قانونی کشور بوده است یا هنجار شکنی های عرفی در خود داشته اند جلوگیری کرده اند. این یعنی اتخاذ یک سیاست سلبی صرف.

فیلتر جشنواره کن فرانسه هیچ گاه پذیرای آثاری که نشانی از خودباوری ملی، رفاه و امنیت اجتماعی، پیشرفت علمی، حضور موثر زنان در جامعه، رشد آموزشی، ارزشهای فرهنگ عامه، همدلی و دوستی و صلح اجتماعی و ملی، نشاط و روحیه بالای اجتماعی و مولفه هایی از این دست باشد نبوده است.

شاید بی ضررترین آثار ایرانی حاضر در جشنواره کن پس از انقلاب را بتوان متعلق به عباس کیارستمی دانست که در چند اثر شاخص خود چون خانه دوست کجاست و زیر درختان زیتون بدون بغض نسبت به ارزشهای عامه مردم تصویری متعادل و البته خنثی از مردم ایران ارائه داده است. جشنواره کن البته نخل طلای خود را در نهایت به فیلمی از این کارگردان اهدا می کند که در آن فردی تحصیلکرده به دنبال کسی می گردد که پس از خودکشی او را دفن کند و این پیام را به کیارستمی و فیلمسازان دیگر ایرانی می دهد که فیلم مورد پسند آنها باید چنین مضمون تلخ و ناامید کننده ای از ایران ارائه بدهد.

باید گفت برگزار کنندگان جشنواره های غربی حتی در مواجهه با کارگردان تقریبا بی طرفی چون کیارستمی نیز به انصاف عمل نکردند و بهترین جایزه خود را به اثری از او دادند که بیشترین سنخیت را با دیدگاه ایدئولوژیک آنها داشت. ارزش هنری این فیلم نیز بر کسی پوشیده نیست. «راجر ایبرت»، منتقد بزرگ آمریکایی در توصیف این فیلم آن را فیلمی خسته‌کننده و غیر قابل تحمل معرفی کرد و اعلام کرد که به شدت از این فیلم متنفر است.

باقی آثار ایرانی شرکت کننده در جشنواره کن و به طور قاطع همه آثار ایرانی حاضر در دوره های مختلف جشنواره فیلم ونیز تصاویری تلخ مایوس کننده و تاریک از مردم ایران به تصویر کشیده اند.

اما به راستی چرا برگزار کنندگان جشنواره جهانی فیلم فجر پس از اینهمه حجت روشن در اولویت ایدئولوژیک گردانندگان جشنواره های غربی باز هم ژست خنثی و بی طرفانه گرفتن را افتخار فرض می کنند و دست از گرایشهای خنده دار تز «هنر برای هنر» بر نمی دارند.

آیا ملت ایران با وجود همه هزینه هایی که نسلهای مختلف طی نزدیک به یک قرن برای رهایی از چنگال استعمار و استبداد قدرتهای جهانی تقبل کرده اند نباید شاهد رویداد هنری در شان و منزلت خود باشند؟ آیا جشنواره جهانی فیلم فجر هم نباید مانند جشنواره جهانی فیلم کن و ونیز آیینه تمام نمای فرهنگ، اعتقادات و ارزشهای مردمانی باشد که در قالب یک جهان بینی متمایز از دیگران زیست می کنند؟

می فایل